میترسم از تاریخ، از تکرار میترسم از پهلوی، مشروطه، از قاجار میترسم دستان استکبار اگر همواره در کارند همواره از دستان استکبار میترسم چندیست گزارشها بهروز خوشی نشنیدهام دیگر از دیدن و از خواندن اطلاعات نوین میترسم هر کس نشسته گوشهای مشغول حلاجیست از رقص تنها بر طناب دار میترسم از ناکس بالانشین میترسم، از این روست کز رویش «خاری سر دیوار» میترسم پرواز هم دیگر به معنای رهایی نیست از گم شدن در صفحهی رادار میترسم عمریست که چشمانتظار صبح امّیدم کی میرسد
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی