بله بدبختی ما از اونجا شروع شد که توو مدرسه و دانشگاه، معلمها و استادهایی داشتیم که درسی که میدادند رو بلد نبودند. اون موقع میخندیدیم بهشون و اسباب سرگرمیمون بودند. ولی اثرات منفیش این بود که هم اون درس رو درست یاد نگرفتیم، و هم یاد گرفتیم که بدون اینکه چیزی رو بلد باشیم، فقط با شمرده حرف زدن و ژست موجه گرفتن، کت شلوار پوشیدن و عینک زدن، صرفن به قصد کسب درآمد، میتونیم تدریس کنیم. میتونیم در حالی که ازدواج که هیچ، یه رابطه نسبتن بلندمدت موفق توو زندگیمون نداشتیم، مشاوره رابطه و ازدواج بدیم. در اوج افسردگی، جملات انگیزشی و انرژیزا بپراکنیم. در اوج بدبختی، راهکارهای موفقیت ارائه بدیم! چرا؟ چون این شغل رو انتخاب کردیم. چون از بچگی دلمون میخواست مدرس و مشاور بشیم. یا چون باید کار کنیم و امرار معاش کنیم! خب باشه عزیز. برو مطالعه کن، تجربه کن. اگه به نتایج خوبی رسیدی، بعد بیا زکات علم و تجربهات رو بده. درسته، آدم از شکستهاش درس میگیره. ولی شما یه پیروزی بدست بیار بفهمیم این درسهایی که از شکستهات گرفتی کار میکنه یا نه! یه ضربالمثل مزخرف هم داریم که کوزهگر از کوزه شکسته آب میخوره! نهخیر، کوزهگر اتفاقن باید از کوزهی نشکن فولآپشن آب بخوره! تمدن بشر وقتی به خطر افتاد که صنعت آبرسانی بدست کوزهشکستهها افتاد. نکن برادر من! نکن خواهر من! این کار جرمه، جنایته، غیر اخلاقیه، غیر انسانیه. تا الان گیر نیوفتادی شانس آوردی!
پرواز ناکام تهران-یاسوج...ما را در سایت پرواز ناکام تهران-یاسوج دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25