خبر مرگ
-
تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 4:55
شاید هیچ چیزی توو دنیا برای من باورنکردنیتر از مرگ نیست. این که یک ثانیه قبل باشی و یک ثانیه بعد نباشی. یعنی این همه امید و آرزو و برنامه و فکر و ایده و باور و اعتقاد و سلیقه و استعداد و روش و منش همگی یکباره هیچ میشن! تجربه مرگ دوستان و آشنایان و اقوام هیچوقت برام باورپذیرتر نشده در گذر زمان. خب ...
ترسنامه
-
تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 4:55
میترسم از تاریخ، از تکرار میترسم از پهلوی، مشروطه، از قاجار میترسم دستان استکبار اگر همواره در کارند همواره از دستان استکبار میترسم چندیست گزارشها بهروز خوشی نشنیدهام دیگر از دیدن و از خواندن اطلاعات نوین میترسم هر کس نشسته گوشهای مشغول حلاجیست از رقص تنها بر طناب دار میترسم از ناکس ...
زهره وبهرام
-
تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 4:55
توو شب تولد ماه، زیر گنبد کبود زهره پر نور و غرور، یه گوشهای نشسته بود ولی برعکس ستارهها که چشمک میزدن زهره جان همینجوری زل زده بود توو چشم من انگاری از اون دورا داشتم صداشو میشنیدم شایدم بگین توهّم بوده یا خواب میدیدم داشت از زمین و آسمون شکایت میکرد از غم بیقمری داشت حکایت میکرد که: همین م...
عرعرنامه
-
تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 4:55
دیگر نه صبحگاه سرود پرندگان تکرار میشود وَ نه دیگر غروبها در جنگلی که هیچ سرودی مجاز نیست الّا صدای نوکزدن دارکوبها گویا پرندگان خوشآواز رفتهاند یا رفته نسلشان همگی رو به انقراض انگار گربهسان بزرگی نمانده که کفتار ادعای بزرگی نموده باز جای شکوفههای پر از عطر و رنگ را گلهای چند عرعر بدبو گر...
خندهنامه
-
تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 4:55
میخندی اما در قبالش کار ما زاریست آری تو حتی خندههایت مردمآزاریست لبخند بر لب داری اما پشت آن لبخند انگار مشتی فحشهای چارواداریست با بذلهگویی کام ما شیرین نمیگردد بیمزه! جوکهایت هم آخر لوس و تکراریست آری نمک میریزی اما روی زخم ما دیگر تحمل کردنت هم کار دشواریست در زمان حاضر را تو جشن می...
شوخی شوخی
-
تاریخ: 1403/3/13 ساعت: 13:40
بعضی وقتها میخوای جدیجدی، شوخی'>شوخی کنی ولی نمیشه ولی بعضی وقتها، شوخیشوخی، جدی میشه...
کوزهشکستگان مدعی
-
تاریخ: 1403/3/13 ساعت: 13:40
بله بدبختی ما از اونجا شروع شد که توو مدرسه و دانشگاه، معلمها و استادهایی داشتیم که درسی که میدادند رو بلد نبودند. اون موقع میخندیدیم بهشون و اسباب سرگرمیمون بودند. ولی اثرات منفیش این بود که هم اون درس رو درست یاد نگرفتیم، و هم یاد گرفتیم که بدون اینکه چیزی رو بلد باشیم، فقط با شمرده حرف زدن و ژست ...
جمله قصار
-
تاریخ: 1403/3/13 ساعت: 13:40
اگه به شدن فکر کنی، یه درصدی احتمال نشدنش هست. ولی اگه به نشدن فکر کنی، صد در صد نمیشه.
چشم تو
-
تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 14:36
این چشم تو رحمی به منِِ زار نداردانگار بجز کشتن من، کار ندارددر مردمکِ چشم تو دنیای غریبیاستوآن جلوه که این گنبدِ دوار نداردصد بار به شمشیر و به دشنه شده تشبیهکس خاطر خوش از مژهی یار ندارد؟وآن خط فریبا که به پشتش تو کشیدیوالله که پشتِ بدنِ مار نداردسنگینی آوار نگاهت به فنایمدادهاست، تنم طاقت آوار ند...
دکلمه ترانه فدا شم، سروده سامی بیگی
-
تاریخ: 1402/12/5 ساعت: 4:25
https://drive.google.com/file/d/150BVT-3DsLg2m2MP4p2JBbP5eDiSdYES/view?usp=sharing
خدای نظم
-
تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 14:02
باری، هوس کردم کمی امشب غزلخوانی کنمدر چنته دارم هرچه را بر ملت ارزانی کنمفصل بهار است و دلم را باد با خود میبردای گل بیا تا من به دورت گردهافشانی کنمدروازهها بستهاست و تن خستهاست و بازی بیرمقکو آن غزال تیزپا تا من خیابانی کنماهل نمازم من ولیکن قبله را گم کردهامکو کعبه آمال من تا من مسلمانی کنمگویند...
منم آن قماربازی که بباخت هرچه بودش و نماند هیچم الا هوس قمار دیگر
-
تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 17:06
من خوشخیال را باش که پی نبرده بودمکه از ابتدا در عشق تو شکستخورده بودمحسرت بهدل که ایکاش دمی کویر لب رابه کرانه سراب لب تو فشردهبودمنه نمیشود فراموش کنم تورا که روزیمحرم به رازهای دل خود شمرده بودماز داغ عشق تو سوختم آنچنان که باورنکند کسی که پیش از تو یخی فسرده بودم همه روزهای عمرم بهخدا قسم تلف شد...
طهراننامه
-
تاریخ: 1402/9/3 ساعت: 15:11
این چلچراغ بر سر گورِ که روشن استاین شهر نیست، مظهر ویرانی من استیا سفرهٰ ضیافت دزدانِ با چراغکآنچه نبردهاند پشیمانیِ من استتا چند نسل از پی نسل ای سیاهدلآن رنگ و بوی و روی فریبا تباه کرد؟شکر خدا که دورِ دورویی بهسر رسیدبنگر که روزگار تو را روسیاه کرداقبالشان گره به تو خوردهاست و از قضاچون شاهراههای...
دکلمه ترانه مرو با دیگری، سروده بامداد جویباری
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 5:13
https://drive.google.com/file/d/1p2MTWzAPpQzZvzE5F59Q7naXNn7O-OKG/view?usp=sharing
دروغها
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 5:13
یادش به خیر اون وقتها که هنوز موبایل و دوزبین دیجیتال اختراع نشده بود، اینترنت و شبکه های اجتماعی نبود... دروغهارو راحت تر باور می کردیم
شمع تولد
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 13:46
بزرگتر که می شوی می فهمیچه نماد بجا و زیرکانه ایست شمع تولد یک سال از عمرت را فوت می کنی، دود می شود و به هوا می رودو در میان شادی و همهمه دیگرانتنها اوست که پا به پای دلتاشکهایش روی شیرینی کیک می ریزدAdblock test (Why?)
پیاده
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 13:46
يك سرباز كمتر، فرقي نمي كند اگر قرار باشد، بدون من هم پيروز مي شويد ببخشيد اگر سواره نظام خوبي نبودم لطفاً نگه داريد همينجا پياده مي شوم
عذاب جهنم
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 13:46
سرپوش بر خرابي حالم گذاشتمهر شب كه چشم بر هم و بر غم گذاشتماين چشمه هاي اشك مگر خشك مي شوندانگار دست بر دل زم زم گذاشتميك عمر با تو ساختم و بي تو سوختمبر زخمهاي سوخته مرهم گذاشتمگفتند "سعي" كن به "صفا" مي رسي، نشدماندم كجاي اين جريان كم گذاشتمرفته است شور و شعر و شعف هرچه داشتمديگر بناي نوحه و ماتم ...
دکلمه ترانه زنده باد عشق، سروده هدیه
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 3:35
https://drive.google.com/file/d/13RTYrPD_nwZ-JVE4K6QcDmXmLp5yZggV/view?usp=sharing
خرنامه
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 3:35
به گورخر، الاغ گفت دست من به پاچه اتمرا به گله ات ببر، اگر كه شر نمي شودشنيده ام كه گله تان رهاست توي بيشه هاكسي ز گله جيره خوار و باربر نمي شودبه بيشه هيچ آدمي سوارتان نمي شودكسي به رنج ديگري نظاره گر نمي شودنه جاي ماندن است ديگر اين طويله، جان منعلاج درد، رفتن است، در حضَر نمي شوداگرچه پر سر و صدا...